|
شاد بودن با بودن تو شروع و با رفتن بی مورد تو تمام شد / شاد بودن میان خستگی های یک کلمه از جدایی حل شد / و تو نمی دانم که چرا اینکار را کردی ... باشد می گذارم که بگویی خطا از من است ... و من با تمام دوست داشتنها تو را رها می کنم / و دیگر کسی به این اسم نمی شناسم ....
امشب دوباره دلم بی صدا شکست با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست تا کهکشان غرق شدن در خیال تو پرواز کرد و چون مرغی رها شکست یک عمر من شکستم و با درد ساختم اما کسی نگفت چرا بی نوا شکست ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست امشب ستاره ها پی دلداری آمدند اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست باز به داد دلم رسی......ای کاش امشب دوباره دلم بی صدا شکست
چقدر سخته وقتی تو زندان عشقی گرفتار شدی و از تو پرسیدن :جرمت چیه بگی: عا شقی..... چقدر سخته وقتی که کادوی تولدت که همیشه کلی واست عزیزه بی وفایی باشه...... چقدر سخته وقتی کسی که اسیرت کرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده...... چقدر سخته وقتی عاشق کسی باشبی که به تابلوی عبور ممنوع بخوری ، به همون تابلویی که قلب هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع!
چگونه ستایشت کنم ، در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است. چگونه ببوسمت ، هنگامی که عشقت در وجودم جاری است. بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست ، دلنشین است. چه داشته ای که مراراینگونه تسلیم کرده ای! من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی، تو هوای دلم را با طراوت کردی ، زمانی که با تو هستم به آسمان بی کران پرواز می کنم، پس بدان دوست دارم ،گرچه پایان را را نمی دانم!
همه چیز به یاد تو رشد کرده اند ... مثل همان لبخندی که خدا در وجودت دمیده است و تو جان گرفته ای گاه همانند پرنده ها اوج گرفته ای و نشسته ای روی موهای شرابی خدا که من آن را تافته ام ... روی صورتت فقط جای بوسه ی خدا کم است و من در حیرت اینکه کتاب نقاشی خدا در کیف من چه می کند ...
چشمام رو آروم باز می کنم ، یه حس غریبی می پیچه توی رگهام و آروم آروم مستم می کنه ؛ چشمام دیگه مثل همیشه نمی خواد یه صبح پاییزی سرد رو دیرتر شروع کنه ؛ آخه امروز گرممه ... یه غلطی می زنم و چشمم می افته به تو ، آروم خوابیدی ؛ چشمای بسته ات انگار دارن منو نگاه می کنن ؛ دلم می خواد صورتتو بوسم اما میترسم از خواب بیدار بشی پس می ذارم آروم و همونجوری بخوابی فقط دستم رو می ذارم روی دستت و توی دلم می گم دوست دارم ...سرم رو روی سرت می ذارم و می گم که بخند ...به چی داری فکر می کنی ...؟!!آخه دیوانه دوست دارم ...چشمام از اشک پر می شه و در حالی که تو لبخند می زنی سعی می کنم فقط به تو فکر کنم و به خنده های تو زیر بارون .حالا رسیدیم به یه پارک ؛ برای قدم زدن اومدیم ، برای خندیدن و تفریح ، همه اش حواسم به تو هست که دستم رو ول نکنی ... آخه می ترسم تو رو از من بگیرن ...میدونم خیلی دوست دارم و من اون چیزهایی رو که خیلی دوست داشته باشم رو از دست نمی دم ... می گم برام پفک می خری ؟!!یه نگاهی به چشمام می کنی و میخندی و می گی آره قربون اون چشمات ... میریم روی یه نیمکت میشینیم و به هم نگاه میکنیم ...پاکت پفک رو از دستت می گیرم و پیش خودم می ذارم ... آخه هیچ وقت مزه پفک مثل مزه دست گذاشتن روی دست تو نمی شه و من می ترسم وقتی پفک می خورم تو رو از دستم بگیرن.
خواستم یه شعر بنویسم ... ولی نشد ...چون می خوام خیلی ساده بهت بگم ...دوست دارم عشق من
بوسه برلب : عشق بوسه بر گونه : دوست داشتن، فقط تقاضای دوستی ساده بوسه بر گلو : احتیاج . نیاز. تمنا بوسه بر پیشانی: آرامش. عشق توام با احترام بوسه بر لاله گوش :فقط به بازی گرفتن بوسه بر بازو : شوخی بوسه بر دست:قدرشناسی بوسه بر انگشت اشاره:عشق توام با شکرگزاری بوسه بر هر جا :تقاضای ماندن فقط برای تو بهترینم...... دوستت دارم
|
About![]()
و شاید هیچ... Archivesهفته چهارم اردیبهشت 1388هفته سوم دی 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 Links
دردهای بزرگ |